گرگ , تندیس غرور و تنهای

فریاد پر شکوه گرگ در قالب نوایی غزل گونه و پر رمز و راز , پژواک آوایی سر شار از حماسه ها و دلیری هاست . نغمه های این ترکیب هم آهنگ و اغواگر جلوه ای است سحر آمیز و پر احساس و فریبنده , که تا اعماق جان آدمی نفوذ می کند و حکم قانون نانوشته طبیعت را جاری می سازد .

بر خود می بالم که آغاز و فریاد را در سطور بالا به گفتاری از " اردشیر جمالی " وام گرفتم که هر چه به خود آویختم کلامی شیواتر و تاثیر گذارتر از کلامش نیافتم . به یقین ز دیروز تا به امروز گونه ای را بر این خاک نتوان یافت که چون  " گرگ " در اذهان جوامع بشری و ادبیات داستانی جهان به اعدامی این چنین تاریخی محکوم باشد و حیران از کوفتنش بر صلیب لعن به سفیر کوبه های پتک خیال  باشد . کدامین گونه را می توان یافت که چون این  هنوز ز مادر زاده نگشته در پی آهیخته کردنش به برق خنجر و آخته کردنش بر نفیر نفرین و صفیر سرب آهیانه شکن باشند.می توان یافت ؟ به یقین می گویمت نمی توان یافت .

ترکان و مغولان و رومیان و سرخ پوستان اسطوره می دانند گرگ را  . اما به بلاد دیگر نمادی از دژخیم  بیش نیست . به سرزمین ما که حکایت ازنمادی چون اهریمن دارد و برداشتی از جهان پیرامونی لابد .  نمی دانم می توان میان اسطوره و نماد تفاوتی قائل شد یا نه ! اما آنقدر می دانم که اسطوره زمان سر آغاز همه چیز است و قدرت خالق و آفریدگارش را باز می تاباند . مگر نه اینکه راوی عصر مینویی جهان باید باشد ! مگر نه اینکه اعمال خالق را عیان می سازد ! پس اسطوره است اما نگاهی اسطوره وار را بر خود نمی یابد .به سرزمین من اسطوره نیست  نماد است و  نمادی نمایانگر بیم و هراس . حکایتش حکایت همان شاعر سرزمینمان است که آورده بود : بنیاد ظلم در جهان اول اندک بود - هر که آمد بر آن مزید کرد تا بدین غایت رسید . راستی که ادیبان و قلم به دستان نیز به لغزش قلم برش افزودند و اعدامی تاریخی را در ادبیات داستانی جهان از برایش نقش زدند.

می گویند از پادشاهان آلپ یکی , دو پسر داشت .یکی را " نومیتور " نام نهاده بود و آن یکی را " آمولیوس" . نومیتور را سلطنت بخشید و آمولیوس را ثروت . نومیتور را دختری بود که " سیلویا "نامیده بودش. نومیتور به سالیان سال به کنار دختر روزگار می گذراند که برادرش عاقبت سلطنت وی را بر نتافت و برش شورید و به دوران پس از ظفر دخترک برادر را به معبدی وا گذاشت که تا به اخر عمر با مردی هم بستر نتواندگردد و فرزندی از وی حاصل نگردد که فردایی , روزگاری  , به خون خواهی پدر بر خیزد و سلطنت غصبی را باز ستاند . دخترک روز و شب به معبد بود که بسان مریم بدون هم آغوشی با مردی آبستن گردید. آمولیوس از بیم تخت و کیان به شنیدن این خبر  می جوشد و  بر آن می شود تا سیلویا و فرزندانش را از میان بر دارد که دخترکش " آنتو " وی را منصرف می سازد . میگذرد ,  سیلویا دو پسر خوب روی  به دنیا می آورد اما آمولیوس که به تعبیر پیشگویان از آن دو طفل سخت هراسان بود آن دو را در سبدی می نهد و در آب رودخانه رها می سازد . سبد به روز و شب به روی آب  غوطه بود تا عاقبت بر ساحلی به گل می نشیند . از به گل نشستن سبد چندی نمی گذرد که ماده گرگی سبد را یافته و آن دو پسر را به دندان می گیرد و به شیر پستانش آن دو را می پروراند . آن دو پسرک گرگ پرورده  سالها ز شیره جان ماده گرگ , پرورده می شوند و رشد می یابند. آن دو برادر  یکی "رموس" و دیگری "رمولوس" نام می گیرد و عاقبت انتقام خون می ستانند و به سلطنت دست می یازند و کشوری به نام " روم " را بانی می شوند.     ادامه دارد ....

پ.ن : هدف از سلسله مطالب « گرگ تندیس غرور و تنهایی »  آشنا گشتن هر چه بیشتر با این سگ سان ستم دیده است که در پست های آتی ادامه را پی خواهیم گرفت چرا که , می توان حکم سنگسار تاریخی گرگ را لغو نمود و بر این پای فشرد که گرگ زاده گرگ نمی شود حتی اگر با آدمی بزرگ شود .

ادامه نوشته

هما -همای (کرکس شاخدار)

 --- عکس فوق را بارها دیده ایم، و بسیار از ان شنیده ایم، بر سر ستونهای تخت جمشید- بر بیرق هحامنشیان- بر فراز دژ ها و پادهای ایرانیان، در شاهنامه و شاهنامه خوانی اما ایا هما تنها افسانه است؟ در حقیقت شاید کمتر کسی بداند که  هما کرکسی است که بیشتر به شاهینی بزرگ شباهت دارد و ایرانیان  انرا کرکس شاخدار مینامند و در کوهستانهای مرتفع دشت لار ساکن است به امروز  ،نشانیتان میدهم  در این عکس وی را از نزدیک ببینید هم او که ایرانیان هما مینامیدندش و البته مغرب زمینیان  نام کرکس ریشدار را بر وی نهاده اند- هم او که امروز هواپیمایی ملی ایران را  نشانی میدهد.

 هما  فرخنده است و فرخنده نیز معنی میدهد ،ایرانیان باستان بر این باور بودند که سعادت و خوشبختی را بانی میشود اگر سایه هما بر سرشان بیفتد.در ادبیات داستانی کهن و قصه های عامیانه  اورده اند که وقتی پادشاه و یا امیری در میگدشت  و وارثی نداشت برای تعیین جانشین او مردم، همه در میدانی اجتماع کرده و  هما را رها می‌کردند. همای روی سر و یا شانه‌ی هر کس می‌نشست، او پادشاه یا امیر آن کشور می‌شد  .

 هومر شاعر نابینای یونان اشارت دارد که در جنگ ايلياد، در میانه  نبرد، هنگامي كه يك گروه از جنگجويان هما را مي بينند كه  از سوي راست به پرواز در ميآيد به هيجان مي آيند و زين فال نيك بانگ نيايش برمي دارند یا در روایتی دیگر اورده اند که در جنگ اسكندر مقدوني با داريوش هخامنشي وقتي دو سپاه در برابر هم صف كشيده بودند، در حالي كه اسكندر دست راست خود را به آسمان بلند كرده بود و از ژوپيتر كمك مي خواست، غيب گوي يوناني كه با لباس بلند سفيدي  حاضر بود ، عقابي را نشان داد كه از بالاي سرش يكراست بسوي اردوي داریوش به پرواز درآمد، سربازاني كه اين منظره را ديدند آن را به فال نيك گرفته و به هيجان آمدند و غرق در نشاط يكباره تاخت كنان بدان سو حمله بردند یا در جنگ برتوس همان فردی كه عامل اصلي در كشتن ژول سزار بود با مخالفانش در هنگامه نبرد دو عقاب به ستيزه برخاستند آرامش و سكوت همة ميدان را فرا گرفت، سپاهيان دم فرو بستند و چشم به نبرد آن دو پرنده دوخته بودند و گوئي سرنوشت جنگ را در جدال آن دو مي جستند، عاقبت عقابي كه به حانب  بروتوس بود از ميدان گريخت وآنكه بروتوس در همين جنگ شكست خورد.

صادق هدايت:

  • جمعي گفته اند كه آن كركس است كه مردار خورد وو به  هماي  سعادت معروف است. چنانچه گويند سايه آن بر هر كس افتد، پادشاهي و دولت يابد و لغت همايون هم كنايه از اين معني است. اينكه عوام در موقع تشكر  و سپاس مي گويند خدا سايه شما را از سر ما كم نكند، اشارت به همين مساله دارد

دکتر محمد معین:

  • هما پرنده ای است از راسته شکاربانان روز  با جثه ای قوی که جز استخوان نخورد و استخوانهای بزرگ را از بلندی بر صخره ای فکند تا پس از قطعه شدن انرا بخورد .همای را عوام  فرخنده گیرند و گرامی شمرند  
عکسهایی دیگر از هما(کرکس شاخدار) پرنده نیکبختی و سعادت ایرانیان   4  3  1  2

مصراع

مصراع یا مِصرَع کوچک‌ترین جزء از کلام موزون (شعر) در شعر کلاسیک فارسی‌ست. دو مصراع تشکیل یک بیت می‌دهد که حدّ اقلّ شعر است. از آن جا که لغت مصراع به معنی یک لنگه از در دو‌لنگه است، بدان مشابهت، نصف هر بیت را مصراع نام کرده‌اند.

نمونۀ مصراع:


میازار موری که دانه‌کش است


(فردوسی)

هرگاه که قافیه را در هر دو مصرع یک بیت رعایت کرده باشند، آن بیت مُصَرَّع و انجام این کار تصریع نام می‌گیرد.

نمونۀ ابیات مصرّع

چنینم هست یاد از پیر دانا
فراموشم نشد هرگز، همانا
که روزی، رهروی در سرزمینی
به لطفش گفت رندی، ره‌نشینی
که ای سالک، چه در انبانه داری؟
بیا دامی بنه، گر دانه داری
جوابش داد، گفتا دام دارم
ولی، سیمرغ می‌باید شکارم
بگفتا، چون به‌دست آری نشانش؟
که از ما بی‌نشان‌ست آشیانش

خلیج فارس

خلیج فارس (یا خلیج پارس / Sinus Persicus) در امتداد دریای عمان و در میان شبه جزیره‌ عربستان و ایران قرار دارد. مساحت آن ۲۳۳,۰۰۰ کیلومتر مربع است. از شرق از طریق تنگه هرمز و دریای عمان به اقیانوس هند و دریای عرب راه دارد، و از غرب به دلتای‌ رودخانه‌ اروندرود، که حاصل پیوند دو رودخانهٔ دجله و فرات و الحاق رود كارون به آن است، ختم می‌شود.

کشورهای ایران، عمان، عراق، عربستان سعودی، کویت، امارات متحده عربی، قطر و بحرین در مجاورت خلیج فارس هستند.

زمین شناسان معتقدند که در حدود پانصد هزار سال پیش، صورت اولیه خلیج فارس در کنار دشت‌های جنوبی ایران تشکیل شد و به مرور زمان، بر اثر تغییر و تحول در ساختار درونی و بیرونی زمین، شکل ثابت کنونی خود را یافت.

خلیج پارس نامی است به جای مانده از کهن‌ترین منابع، زیرا که از سده‌های پیش از میلاد سر بر آورده است، و با پارس و فارس _ نام سرزمین ملت ایران _ گره خورده است.

خلیج فارس در دوران باستان

قدمت خلیج فارس با همین نام چندان دیرینه است که عده‌ای معتقدند: «خلیج فارس گهواره تمدن عالم یا خاستگاه نوع بشر است.» ساکنان باستانی این منطقه، نخستین انسان‌هایی بودند که روش دریانوردی را آموخته و کشتی اختراع کرده و شرق و غرب را به یکدیگر پیوند داده‌اند. اما دریانوردی ایرانیان در خلیج فارس، قریب پانصد سال پیش از میلاد مسیح و در دوران سلطنت داریوش اول آغاز شد. داریوش بزرگ،‌ نخستین ناوگان دریایی جهان را به وجود آورد. کشتی‌های او طول رودخانه سند را تا کرانه‌های اقیانوس هند و دریای عمان و خلیج فارس پیمودند، و سپس شبه جزیره عربستان را دور زده و تا انتهای دریای سرخ کنونی رسیدند. او برای نخستین بار در محل کنونی کانال سوئز فرمان کندن کانالی را داد و کشتی هایش از طریق همین کانال به دریای مدیترانه راه یافتند. در کتیبه‌ای که در محل این کانال به دست آمده نوشته شده است: "من پارسی هستم. از پارس مصر را گشودم. من فرمان کندن این کانال را داده ام از رودی که از مصر روان است به دریایی که از پارس آید پس این جوی کنده شد چنان که فرمان داده‌ام و ناوها آیند از مصر از این آبراه به پارس چنان که خواست من بود. "این نخستین مدرک مکتوب بجا مانده درباره خلیج فارس است. از سفرنامه فیثاغورث 570 قبل از میلاد تا سال 1958 در تمام منابع مکتوب جهان نام خلیج فارس و یا معادلهای آن در دیگر زبانها ثبت شده است. از دوره جمال عبدالناصر رئیس جمهور پیشین مصر، به تشویق او و اوجگیری تعصب عربی، رسماً کشورهای عربی نام تاریخی خلیج فارس را در رسانه‌ها و کتب رسمی عربی تغییر دادند.

در دوره داریوش دوم ناوگانی ایرانی به رهبری سردار صداسپ ماموریت یافت تا جهان را دور بزند وی عازم مدیترانه و سواحل شنقیط (موریتانی) تا نزدیک اشانتی و سواحل بنین پیش رفتند ولی در اثر برخورد با اقوام وحشی سفر را ناتمام کذاشتند.

خلیج فارس از سمت شمال با ایران، از غرب با کویت و عراق و از جنوب با عربستان، بحرین و امارت متحده عربی همسایه است. وسعت آن 240،000 کیلومتر است و پس از خلیج مکزیک و خلیج هودسن سومین خلیج بزرگ جهان بشمار می‌‌آید.

این خلیج توسط تنگه هرمز به دریای عمان و از طریق آن به دریاهای آزاد مرتبط است و جزایر مهم آن عبارت‌اند از: خارک، ابوموسی، تنب بزرگ، تنب کوچک، کیش ، قشم، و لاوان که تمامی آنها به ایران تعلق دارد. خلیج فارس و سواحل آن معادن سرشار نفت و گاز دارد و مسیر انتقال نفت کشورهایی چون کویت، عربستان و امارات متحده عربی است. به همین دلیل، منطقه‌ای مهم و راهبردی بشمار می‌آید. بندرهای مهمی در حاشیه خلیج فارس وجود دارد که از آنها می‌توان بندر شارجه، دوبی، ابوظبی و بندر عباس و بوشهر را نام برد. دریانوردی در خلیج فارس پیشینه بسیار طولانی دارد ولی نخستین مدارک قطعی در این زمینه به سده چهارم پیش از میلاد مربوط است. پس از بسته شدن راه بازرگانی میان خاور و باختر در دوره عثمانی، پرتغالی‌ها متوجه اهمیت این خلیج شدند، به طوری که سراسر سده شانزدهم میلادی خلیج فارس را در تصرف خود داشتند. اما پس از آن انگلستان توانست کشورهای رقیب را از آن خارج کند و در آغاز قرن نوزدهم بر آن تسلط یابد. با این حال، در سال‌های بعد نیز کشورهای حاشیه جنوبی آن به تدریج مستقل شدند و انگلستان پایگاه‌های خود را از دست داد.

  • کتاب خلیج فارس نامی کهن تر از تاریخ و میراث فرهنگی انتشارات پارت .1383 ،محمد عجم
  • خلیج فارس _ پیروز مجتهدزاده
  • آبشار سله بن

    تصاویر مربوط رفتن به آبشار سله بن

     
    ادامه نوشته