بقراط

بقراط دوم نام بزرگترین حکیم یونانی است که در جزیره کس به‌سال ۴۶۰ (پیش از میلاد) زاده شد و در شهر لاریسا به‌سال ۳۷۵ (پیش از میلاد) درگذشت.

یقراط وی همزمان با افلاطون می‌زیست. نام پدرش هراکلیدس و نام مادرش فنارته بود. بقراط بعد از آموختن علوم در مکتب پدر، نزد دیمقراطیس (دموکریت)، فیلسوف بزرگ به‌تحصیل پرداخت و مدتی به‌عنوان پزشک دوره‌گرد در سرزمین یونان و آسیای صغیر به سیاحت و طبابت پرداخت. پسران بقراط، به‌نام‌های دراکون و تسالوس، همچنین دامادش پلیبوس سنت خانوادگی را ادامه دادند. او برخلاف آنچه شهرت دارد نه مخترع و نه پایه‌گذار علم طب بود، ولی در زمان خود احاطهٔ کامل بر دانشِ پزشکی ِ علمی و تجربی داشته و به‌لحاظ تشریح و نقد علمی شناخت بیماری‌ها، سرآمد بود. وی از شاگردان اسقلبیوس دوم است. یحیی نحوی گوید:

«بقراط وحید عصر خویش و کامل و فاضل و مبین و معلم همه اشیا و در این کمالات ضرب‌المثل بوده و طبیب و فیلسوف بود و کار او بدانجا کشید که مردم او را چون خدایی بپرستیدند و حکایت او دراز است و درصناعت قیاس و تجربت، او را قوتی عجیب بود که هیچ طاعنی را در آن طعنی نتواند بود و او اول کس است که به‌بیگانگان طب آموخت چنانکه در کتاب عهد خویش به‌اطباء بیگانه گفته‌است تا مبادا علم طب از میان برود و آنان‌را به‌نظر ِ فرزندان ِ خویش می‌دید.»

ظهور بقراط در سال ۹۶ تاریخ بخت‌النصر بود و این سال مطابق با چهاردهمین سال سلطنت بهمن درازدست پادشاه ایران است و نیز یحیی نحوی گوید:

«بقراط هفت‌تن از هشت‌تن طبیب عقیب اسقلبیوس مخترع طب است و جالینوس هشتمین آن‌هاست. جالینوس درک خدمت بقراط نکرده و مابین آن‌دو، ۶۶۵ سال فاصله‌است و بقراط ۹۵ سال بزیست. تا شانزده‌سالگی تحصیل می‌کرد و پس از آن مدت ۷۶ سال عالم و معلم بود و اولاد صلبی او سه تن بودند: تاسلوس، دراقن و دختری به نام مایاارسیا و این دختر اعلم از دو برادر خویش بود. و از نوادهٔ بقراط، بقراط بن تاسلوس و بقراط بن دراقن است. و به‌خط اسحاق دیده شد که بقراط نود سال عمرکرده‌است برخی از شاگردان بقراط عبارتند از: لاذن، مرجس، ساوری، مکسانوس، مانیسون، اسطاط، غورس، سنبلقیوس، ثاثالس و فولوس. مفسرین کتب او عبارتند از: سنبلقیوس، سنطالس، دیسقوریدس اول، طیماوس الفلسطینی، مانطیاس، ارسطراطس ثانی، قیاسی، بلادیوس که فصول بقراط را تفسیر کرده‌است و جالینوس.»

تالیفات بسیاری به‌بقراط نسبت داده‌اند وبرخی از آن‌ها به‌دیگر زبان‌ها ترجمه شده‌است.

 سوگندنامهٔ وی هنوز هم در جهان دانش از اهمیت به‌سزایی برخوردار است

اشعار به زبان تبری

 

       

 

The image “http://www.iranmania.com/cards/cardimages/actual/paint22.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

 

    

 

 

 

        

 

 

 

          شعر شماره یک

مه دل تنگه سر هادِ شه صدا رِ
بزن ساز و دم هادِ لله‌وا رِ
ته جا بلبل گلي به گلي نونه
ته نخوندي پيله ، پاپلي نونه
بي ته لاله و لمپا سو ندنه
ونوشه اسبه بونه ، بو ندنه
بهار وائه پيغومِ پِه اني
هلي اسبه جِمه رِ دوجني
بهار گله‌ي بچا بچايي
ميا گيرنه مه دل ته بي‌صدايي
خل توم گوم بيمه ، مه ويشه تِئي
نوج بزه پيتومه ، مه ريشه تِئي
برو بي ته سو آ صفا ندارنه
تناري گلي ونگا وا ندارنه
مه دل تنگه دم هاده لله وا رِ
بزن ساز و دم هادِ شه صدا رِ
مه دل تنگه سر هادِ شه صدا رِ
بزن ساز و دم هادِ لله‌وا رِ
ته جا بلبل گلي به گلي نونه
ته نخوندي پيله ، پاپلي نونه
بي ته لاله و لمپا سو ندنه
ونوشه اسبه بونه ، بو ندنه
بهار وائه پيغومِ پِه اني
هلي اسبه جِمه رِ دوجني
بهار گله‌ي بچا بچايي
ميا گيرنه مه دل ته بي‌صدايي
خل توم گوم بيمه ، مه ويشه تِئي
نوج بزه پيتومه ، مه ريشه تِئي
برو بي ته سو آ صفا ندارنه
تناري گلي ونگا وا ندارنه
مه دل تنگه دم هاده لله وا رِ
بزن ساز و دم هادِ شه صدا رِ
مه دل تنگه سر هادِ شه صدا رِ
بزن ساز و دم هادِ لله‌وا رِ
ته جا بلبل گلي به گلي نونه
ته نخوندي پيله ، پاپلي نونه
بي ته لاله و لمپا سو ندنه
ونوشه اسبه بونه ، بو ندنه
بهار وائه پيغومِ پِه اني
هلي اسبه جِمه رِ دوجني
بهار گله‌ي بچا بچايي
ميا گيرنه مه دل ته بي‌صدايي
خل توم گوم بيمه ، مه ويشه تِئي
نوج بزه پيتومه ، مه ريشه تِئي
برو بي ته سو آ صفا ندارنه
تناري گلي ونگا وا ندارنه
مه دل تنگه دم هاده لله وا رِ
بزن ساز و دم هادِ شه صدا رِ
مه دل تنگه سر هادِ شه صدا رِ
بزن ساز و دم هادِ لله‌وا رِ
ته جا بلبل گلي به گلي نونه
ته نخوندي پيله ، پاپلي نونه
بي ته لاله و لمپا سو ندنه
ونوشه اسبه بونه ، بو ندنه
بهار وائه پيغومِ پِه اني
هلي اسبه جِمه رِ دوجني
بهار گله‌ي بچا بچايي
ميا گيرنه مه دل ته بي‌صدايي
خل توم گوم بيمه ، مه ويشه تِئي
نوج بزه پيتومه ، مه ريشه تِئي
برو بي ته سو آ صفا ندارنه
تناري گلي ونگا وا ندارنه
مه دل تنگه دم هاده لله وا رِ
بزن ساز و دم هادِ شه صدا رِ
مه دل تنگه سر هادِ شه صدا رِ
بزن ساز و دم هادِ لله‌وا رِ
ته جا بلبل گلي به گلي نونه
ته نخوندي پيله ، پاپلي نونه
بي ته لاله و لمپا سو ندنه
ونوشه اسبه بونه ، بو ندنه
بهار وائه پيغومِ پِه اني
هلي اسبه جِمه رِ دوجني
بهار گله‌ي بچا بچايي
ميا گيرنه مه دل ته بي‌صدايي
خل توم گوم بيمه ، مه ويشه تِئي
نوج بزه پيتومه ، مه ريشه تِئي
برو بي ته سو آ صفا ندارنه
تناري گلي ونگا وا ندارنه
مه دل تنگه دم هاده لله وا رِ
بزن ساز و دم هادِ شه صدا رِ

 

 

شعر شماره  دو

دادار مِنزِل مازِرون اَلبِرز ديوار خِزِر مِه آبِرو بَركِتِ

هِوا شِوار وِنه خاكِه اَمِه مار خِدايا تِه اَمه مار خارخاري دار

خانه ام مازندران البرز شده ديوار آن آبرويم شد خزر از بركت دادار آن

هوايش نرم باراني و خاكش مادرمان خدايا تو نگهداري كن از اين مادرمان

مجيد صالحي ملقب به صالح

وَنوشِهْ رِه گِمـِّهْ چييِهْ تِهْ دامِنْ چاكْ ؟ نُوروُز بييَموُ نَظِر دارْنـي سُويِ خاكْ

تُوپَنْجْرُوزِهْ عُمْرْدارْني،تِرِهْ چييِهْ باك؟ هَرْكَس بِدَني كَم بِزيسْتِهْ،هَسِّه پاكْ

گويم بنفشه را ، ز چه شد دامن تو چاك نوروز آمد نظرت هست سوي خاك

اين پنجروز عمر ترابهر چيست باك؟ هركس كه كم بزيست در عالم هموست پاك

امير پازواري

 

قالي سَرْنيشْتي،كُوبِ تِريرِهْ يادْدارْ اَمسالِ سيري،پارِوَشني رِهْ ياد دارْ

اَسبِ زينْ سِوارْ دُوشِ چَپي رِهْ يادْ دارْ چَكمِهْ دَكِردي،لينگِ تَلي رِهْ يادْ دارْ

ياد كن چون روي فرشي ،بوريا نيمدار را سيرگشتي ياد كن، بودي گرسنه پار را

زين سواري ياد كن زنبيل وكوله بار را چكمه پوشا! ياد كن پاي پياده خار را

امير پازواري

 

سَرْرِهْ بَشِسّي،زِلفُونْ رِهْ غيش بِساتي اَلْماسْ دينْگوُئي،دِلْرِهْ خِريشْ بِساتي

هِزارْبيگانِهْ رِهْ، شِهْ وَرْ خويشْ بِساتي مِهْ جا بَرِسي ، خَوْدْ رِهْ دَرْويشْ بِساتي

شستي سروزلف را كردي غيش الماس بدل بريختي ،گشت خريش

بيگانه هزار كس گزيدي چون خويش بر من چو رسيده اي ، شدي چون درويش

امير پازواري

تيـرِنگْ بَديمِهْ كِهْ ويشِهْ نيشْتِهْ بيِهْ بَوتِمِهْ تيرِنْگْ !تِهْ مِدِّعاچِهْ چييِهْ

مِهْ ديمْ سِرْخِهْ ، مِهْ گِرْدِنْ هَلي تي تيِهْ هَرْكَسْ عاشِقْ بوُ،دُونّهْ مِهْ دَرْدْ چِه چييِهْ

بـديـدم من تذروي زار وخستـه درون بيشـه اي تنهـا نشستـه

بدو گفتـم: چه باشـد مـدّعـايت بگـفتـا نيك بنگـر بـا درايت

كه رويم سرخ وگردن هست الوان چنـان اشكوفه اي فصل بهاران

كه رويد بر درخت گوجه بسيار همان آلوچه ي پر بهر وپر بار

هر آن عاشق بود داند سبب چيست؟ فغان ودرد من از كيست ، از چيست؟

امير پازواري

اَمْروُزْ چَنْدْ روُزِهْ ، دوُسْتِ گِموُنْ نِدارْمِهْ وَحْشي بَئيمِهْ دينُ وُ ايموُنْ نِدارْمِهْ

وِنِـهْ شِـهْ بـوُرِمْ ، بَـلِدِاوُنْ نِـدارْمِـهْ شِهْ دوُسْتِ مِنْزِلْ رِهْ مِنْ نِشوُنْ نِدارْمِهْ

نـدارم آگـهي چنـدي ز جـانـان شـدم وحشي نـدارم دين وايمـان

رَوَم بايد به نزدش، نيست رهبان نـدارم من نشـان ، از كـوي ايشان

امير پازواري

برای راحتی در خواندن متن را به زبان انگلیسی نوشته ایم و ترجمه را هم در ذیل آن آورده ایم

 

شعر شماره سه

 

beshoom chelchele par bazenem par

بشوم چلچله پر بزنم پر
she yare bavinem rahat nelem sar
يار خود را ببينم راحت تنها يش نگذارم
sare koye bala dar dashte hali
بالاي كوه درختي الوچه داشت
bordeme bachine ling borde tali
رفتم بچينم پايم تيغ رفت
elahi bamire sahabe tali
الهي بميرد صاحب تيغ
ke neshte men borem she yare pali
که نگذاشت (مانع شد)بروم پهلوي يارم
te vese khastene mere bakhoshen
براي تو ميخواستن من را بکشند
kafane gharibi me tan daposhen
کفن غربت تنم کنند
kafane gharibi sedr hasto kafor
کفن غربت صدر است و کافور
arezoye tere venebarem gor
آرزوي تو را بايد به گور ببرم
me goshtebaverin dihat be dihat
گوشت مرا ببريد ده به ده
hamere kam hadin me yare ziad
به همه کم بدهيد و به يارم زياد

 

* * *

 

اشعار شاعر مازندرانی به زبان فارسی

 

پيش سخن


گرچه ميرد آنكه افشاند به خاكي تخم ـ مي گويد ـ « كلاف » ـ
كودكان نوخاسته خرمنش را گرد آورند
تا از آن گردند بهره‌ور ...
اين سخن برجاست

هنگام بهاران

كشتزاران چون گل بشكفته مي گردند .
در ميان كشتزاران

كشتكاران شادمانه بهر كار آشفته مي گردند
خنده خواهد بست بر لب

روي گندمها شقايق

آه! بعد از ما
مي خرامند آن نگاران

نازك اندامان ، ميان ره

بسوك كشتگاهان
روز تابستان

هلاك از خنده هاي گرم خواهد شد ...
كشته‌ي گندم به زير پاي خرمن كوب ديگر

نرم خواهد شد .
ليك افسوس ! از هر آن تخمي
كه به سنگستان شود پاشيده

تنها از براي آن
يك نفر گويد كه تخم گندمي بوده است
در درون سنگ‌ها مي‌خواست رويد

ليك فرسوده است

عکاسی از دنيای شگفت انگيز زير آب

عکاسی از دنيای شگفت انگيز زير آب موضوع مسابقه ای بوده كه توسط خبرگزاری بريتانيايی بی‌بی‌سی برگزار شده كه منتخب تصاوير آن را مشاهده می كنيد.

ادامه نوشته

کنسرت گروه مهتاب در نیاوران

کنسرت گروه موسیقی ایرانی "مهتاب" 11 و 12 مردادماه ساعت 18:30 در فرهنگسرای نیاوران برگزار می شود.

احسان ذبیحی فر با اعلام این خبر در گفتگو با خبرنگار مهر گفت : این کنسرت دردو بخش اجرا می شود قطعات بخش اول دردستگاه سه گاه تنظیم شده و بخش دوم برنامه هم شامل قطعات مستقلی است که صرفا تجربه ای با گروه سازهای ایرانی است واز اجزا موسیقی اقوام وموسیقی دستگاهی ایران بهره برده ایم اما نمی توان به آن موسیقی دستگاهی ایران گفت .

لازم به ذکر است

"احسان امانی" نوازنده تار، "حمید قنبری " نوازنده تنبک و سازهای کوبه ای"،"سولماز بدری " سنتور،" ترگل خلیفی" رباب،"سجاد سقایی " بربط ،"احسان ذبیحی " کمانچه ، "شیما شاه محمدی " قیچک ، "حامد افشاری" قیچک بم و "غلامرضا رضایی" خواننده از اعضای گروه موسیقی "مهتاب" هستن

امامزاده ها

امام زاده ذولفقار در دراسله

امام زاده محمد در تیلم

امامزاده حسن بالاتر از آلاشت

همچنين  مشتاقان آثار تاریخی نیز میتوانند در صورت تمایل به بازدید ازاماکن زیر بپردازند ، که توضیحات بیشتر هنگام بازدید ، ارائه میگردد

ایران

ایران کشوری در جنوب غربی آسیا در منطقهٔ مشهور به خاورمیانه است. نام رسمی آن جمهوری اسلامی ایران و پایتخت آن تهران است.

نام ایران در لغت به معنی "سرزمین آریاییان" است و مدتها قبل از اسلام نیز نام محلی آن نیز ایران، اران، یا ایرانشهر بود

ایران در شرق با افغانستان و پاکستان؛ در شمال شرقی با ترکمنستان، در بخش میانی شمال با دریای خزر، در شمال غربی با جمهوری آذربایجان و ارمنستان؛ درغرب با ترکیه و عراق؛ و سرانجام در جنوب با آبهای خلیج فارس و دریای عمان همسایه‌است.

از دید طبیعی ایران از شمال به رود اترک، دریای خزر و رود ارس، از مشرق به کوه‌های هندوکش و کوههای غربی دره سند، از مغرب به دامنه‌های غربی کوههای زاگرس و حوضه آبریز اروندرود و از جنوب به خلیج فارس و دریای عمان محدود است. مساحت آن ۱٬۶۴۸٬۱۹۵ کیلو متر مربع و جمعیت آن برپایه برآورد سال ۱۳۸۴ ه. خ. ۶۸٬۲۷۸ میلیون تن بوده‌است. بیش از نیمی از ایران کویری و نیمه کویری است. حدود یک سوم ایران نیز کوهستانی است و بخش کوچکی از ایران (شامل جلگهٔ جنوب دریای خزر و جلگهٔ خوزستان) نیز از جلگه‌های حاصلخیز تشکیل شده‌است. مرتفع ترین کوه ایران نیز دماوند می باشد.

استان‌ها

در سال ۱۳۱۶ ه. خ. ایران به ده استان تقسيم شد. به مرور زمان با ايجاد استان‌هاي جديد، تعداد استان‌هاي ايران افزايش يافت. براي مدت‌هاي مديدي از بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، ايران داراي ۲۴ استان بود. در سال ۱۳۷۲ استان اردبیل از استان آذربایجان شرقی جدا شده و استانی مستقل گشت. همچنين استان قم در سال ۱۳۷۴ از استان تهران و استان قزوین در سال ۱۳۷۵ از استان تهران جدا شدند. در سال ۱۳۸۳، استان خراسان به سه استان: خراسان جنوبی، خراسان شمالی و خراسان رضوی تقسیم شد. به اين ترتيب در حال حاضر ايران از ۳۰ استان تشكيل شده است.

مردم ایران

پیشینهٔ تاریخی کشور ایران را در اسطوره‌های کهن ایرانی به آغاز تاریخ می‌رسانند ولی آغاز تاریخ سیاسی آن از آغاز شاهنشاهی ایران در زمان ماد است.

ایران امروزه از قومیت‌های زیادی از جمله :مازندرانی، گیلک، تالش، آذربایجانی، کرد، بلوچ، ترکمن، عرب و لر تشکیل شده‌است. در ایران در حدود ۲۰ زبان و ۱۱۰ گویش زبانی رواج دارد و بزرگ‌ترین گروههای زبانی ایران را فارسی، ترکی آذربایجانی، کردی، ترکمنی، گیلکی و مازندرانی، تالشی، لری، عربی، بلوچی، ارمنی، آشوری و غیره تشکیل می‌دهند. زبان رسمی اداری ایران فارسی است. فارسی یکی از زبانهای شاخه هند و اروپایی است. براساس اصل پانزدهم قانون اساسی کتب درسی باید با این زبان و خط باشد ولی استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانه‏های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است.

دین

همچنین برخی از آیین‌های دیگر در برخی دوران رواجی اندک یافته‌اند نظیر دین مزدک، مانی و مسیحیت قبل از اسلام .

در پانصد سال اخیر، به‌ویژه بعد از تشکیل دولت صفویان همواره تشیع مذهب رسمی ایران بوده‌است و در حال حاضر از جمعيت ايران، ۸۹٪ شیعه، ۹٪ سنی و ۲٪ زرتشتی، یهودی، مسیحی و پیروان سایر ادیان هستند. در اصل ۱۲ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران اسلام و مذهب جعفری اثنی عشری دین رسمی است و سایر مذاهب اسلامی نیز قانونی است و دارای احترام کامل می‌باشند. برای مثال چنانچه در منطقه‌ای اکثریت سنی باشند، مقررات محلی بر اساس مذهب آنها خواهد بود.

همچنین در اصل ۱۳ قانون اساسی، ایرانیان مسیحی، یهودی و زرتشتی به عنوان اقلیت مذهبی پذیرفته شده‌اند و می‌توانند در حدود قانون بر اساس دین خود عمل نمایند.

تاریخ ایران

دودمان‌های دوره پیش از اسلام
  • ماد (آغاز قرن هشتم ق. م.۵۵۰ ق. م.) بنیان‌گذار (دیاکو) (هووخشتره)
  • هخامنشی (۵۵۹ ق. م.- ۳۳۰ ق. م.) بنیان‌گذار کوروش کبیر شهریار معروف داریوش
  • سلوکیان (۳۳۰ ق. م.- ۱۲۹ ق. م.) بنیان‌گذار سلوکوس یکم (اتحاد دوم)
  • اشکانیان (وحدت دوباره بعد از اشغال)(۲۵۶ ق. م.- ۲۲۴ م.) بنیان‌گذار اشک یکم شهریاران بزرگ مهرداد یکم ارد یا اشک سیزدهم
  • ساسانیان (۲۲۴ م.۶۵۲ م.) بنیان‌گذار (اردشیر بابکان) شهریاران بزرگ شاپور ۱ شاپور دوم و انوشیروان دادگر

دودمان‌های نیمه مستقل پس از اسلام

  • طاهریان (۲۰۶ - ۲۵۹ ه. ق.) بنیان‌گذار طاهر بن حسین ذوالیمینین
  • صفاریان (۲۶۱ - ۲۸۷ ه. ق.) بنیان‌گذار یعقوب بن لیث صفار
  • سامانیان (۲۶۱ - ۳۸۹ ه. ق.) بنیان‌گذار نصر اول شهریاران بزرگ اسماعیل بن احمد و نصر بن احمد
  • زیاریان(۳۱۵ - ۴۶۲ ه. ق.) بنیان‌گذار مرداویج پسر زیار شهریار معروف قابوس بن وشمگیر
  • بوییان (۳۲۰ - ۴۴۰ ه. ق.) بنیان‌گذار عمادالدوله علی شهریار بزرگ عضدالدوله
  • غزنویان (۳۸۸ - ۵۵۵ ه. ق.) بنیان‌گذار سلطان محمود غزنوی
  • سلجوقیان (۴۲۹ - ۵۱۱ ه. ق.) بنیان‌گذار طغرل بیک شهریاران بزرگ ملکشاه و سلطان سنجر
  • خوارزمشاهیان (۴۷۰ - ۶۱۷ ه. ق.) بنیان‌گذار (انوشتکین غرجه) شهریاران معروف: محمد خوارزمشاه
  • ایلخانان مغول (۶۵۴ - ۷۳۶ ه. ق.) بنیان‌گذار هولاکو خان
  • تیموریان (-۷۷۱ ۹۰۳ ه. ق) بنیان‌گذار تیمور گورکانی

دودمان‌های مستقل پس از اسلام

  • صفویان - (۹۰۶ - ۱۱۳۵ ه. ق.) بنیان‌گذار شاه اسماعیل اول شهریار بزرگ شاه عباس
  • افشار (۱۱۴۸ - ۱۱۶۱ ه. ق.): بنیان‌گذار نادر شاه
  • زند (-۱۱۶۳ ۱۲۰۹ ه. ق.) بنیان‌گذار کریم خان زند
  • قاجار (۱۲۰۹ - ۱۳۴۵ ه. ق.) بنیان‌گذار آغا محمد خان شهریار نامی ناصرالدین شاه
  • پهلوی (آغاز۱۳۴۵ ه. ق/ ۱۳۰۴ ه. ش. - ۱۳۵۷ ه.ش) بنیان‌گذاررضا شاه
  • نظام جمهوری اسلامی ایران (آغاز ۱۳۵۷ ه. ش.) بنیان‌گذار روح الله موسوی خمینی

پایتخت‌های ایران


پایتخت‌های ایران

ماد: هگمتانه (همدان)
هخامنشیان: شوش | پاسارگاد
اشکانیان: دامغان | اشک‌آباد | تیسفون
ساسانیان: تیسفون
طاهریان: بخارا | نیشابور | مرو
صفاریان: زرنج
سامانیان: بخارا
علویان: طبرستان
زیاریان: اصفهان
بوییان: همدان | ری | شیراز
غزنویان: غزنین
سلجوقیان: نیشابور | اصفهان
خوارزمشاهیان: سمرقند | گرگانج
ایلخانیان: مراغه | تبریز
تیموریان: سمرقند | هرات
صفویان: اردبیل | تبریز | قزوین | اصفهان | ساری
افشاریان: مشهد
زندیان: شیراز | کرمان
قاجاریان: ساری | تهران
پهلوی: تهران

پیمان نامه ها

پیمان نامه‌های ایران با دیگر دولت‌ها

  • گلستان
  • ترکمانچای
  • پیمان سنتو

پیمان نامه‌های دیگر دولت‌ها بر سر ایران

  • ۱۹۰۷

 

  • عکسهایی از ایران
  • ایران در دانشنامه جزیره
  • نقشه شهرها، قومیتها، راهها، منابع و تأسیسات نفتی و گازی و اتمی